محمد حسن خان اعتماد السلطنه
1130
تاريخ منتظم ناصرى ( فارسى )
نواب محمّد حسنخان و شورش استرآباد به او رسيد و اين فقره سبب شد كه نادر شاه راضى به مصالحهء با عثمانى گرديد و جمعى را مأمور استرآباد نمود . هم در اين سال چون طايفهء يموت مصدر شرارت شده بودند عليقلى خان برادرزادهء نادر شاه به سپهسالارى خوارزم مأمور و روانهء خراسان شد كه تهيّهء خود را ديده سال ديگر به عزم تنبيه يموت روانهء خوارزم شود . وفات شميم شيرازى . [ سنهء 1157 هجرى - سنهء 1744 مسيحى ] آسيا - در اين سال چون احمد پاشاى جمال اوغلى سرعسكر دولت عثمانى در قارص از محمّد على نام رفسنجانى مشهور به صفى ميرزا تقويت مىكرد بلكه بالصّراحه به نادر شاه نوشته كه من از مقدّمات صلح خبرى ندارم و مأمورم كه صفى ميرزا را برده در ايران به سرير سلطنت متمكّن گردانم بنابراين موكب نادر شاه متوجّه قارص شد و در بين راه خبر گرفتارى سام ميرزا كه در سنوات قبل در حدود آذربايجان ادّعاى پسرى شاه سلطان حسين نموده و ابراهيم خان او را گرفته بينى او را بريده رها نموده بود ، و در سال گذشته آلت دست و اسباب فتنهء اشرار داغستان شده به نادر شاه رسيد و مقرّر نمود كه يك چشم او را نيز كور كنند و با چند تن از اسراى عثمانى نزد احمد پاشاى سرعسكر به قارص و اخسقه فرستند كه سام ميرزا نيز مانند صفى ميرزا نزد سرعسكر باشد بعد از آن اردوى نادرى به ظاهر قارص نزول كرد و در بين راه نصر اللّه ميرزا نيز به اردو پيوسته بود سرعسكر مهيّاى محاربه و مدافعه شده هرروز جنگ درگرفته جمعى كثير از لشكر عثمانى كشته و دستگير مىشدند و از اينطرف عساكر نادر شاه در اطراف قارص قلعهجات و سنگرهاى محكم بستند و مدّتى قارص دربند محاصره بود ، سرعسكر كار را سخت ديده پيشكشى به خدمت نادر شاه فرستاد و متعهد شد كه مقاصد نادر شاه را در دربار عثمانى مقرون به قبول و حصول سازد و از آنجا كه فصل زمستان نزديك شده و سرماى قارص متحمّل شدنى نبود و غلّه و آذوقه نيز در جانب آخسقه و آخكلك به عكس اينجا وفور داشت نادر شاه در دويّم رمضان به جانب آرپهچائى نهضت كرده و از آنجا متوجه آخسقه و آخكلك شد ، و آخر الامر در بردع قشلاق نموده در بيست و